جامانده

این کلمات در ظاهر قابل رؤیت نیستند

جامانده

این کلمات در ظاهر قابل رؤیت نیستند

جامانده

حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام میان دشت شب خفته ست

دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته ست..

نویسنده‌ی این وبلاگ همه‌ی تلاشش را می کند تا در فضایی معمولی مطالبی معمولی بنویسد. اگر شما هم مثل نویسنده انسانی معمولی هستید خوشحالی من را مضاعف می‌کنید با نظراتتان:)

سرباز- متولد 75

جامانده را در تلگرام دنبال کنید:)
طبقه بندی موضوعی
۲۷اسفند

بسم‌الله.


«در گیر و دار اردوی راهیان امسال، همان بعد از ظهری که رسیدیم دوکوهه، در حسینیه حاج همت با یکی از رفقای بزرگوار هم کلام شدم و سفره ی دل باز کردم. شاید برای تهییج او، شاید برای شرمنده کردنش و یا حتی برای خالی شدن خودم. نمی دانم چرا شروع کردم به صحبت، شاید چون محمدرضا ی داستان ما خیلی پسر خوبی بود و حرف زدن با او حالم را بهتر می کرد.

در همین صحبت بود که یک ترکیب جالب پیدا کردم، «توریسم مذهبی» ترکیبی که بعد از آن در اردو خیلی ذهنم را درگیر کرد. و سعی کردم محور صحبتم با خیلی از دوستان باشد. »



باقی متن را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید



جامانده
۱۳اسفند

ما چله نشین برج عاجیم

مانند کلاغِ روی کاجیم


یک روز کم و سپس زیادیم

دردیست که دمدمی مزاجیم


در مجمع احباب تتلو

در جمع عموم چون سراجیم


فرش شفقی نشد!  چه باک است

قانع شده ایم  ما  به جاجیم!


با اینکه پراید بیش نداریم

انگار سوار فورد داجیم


اینقدر خطا نیازمودیم

در تجربه همچو نشر گاجیم


ما را همه شب نمی برد خواب

از بس که به فکر ازدواجیم


خودمان:))


جامانده
۰۸بهمن

بی تو من گاهی سرابم، مثل یک دودم پدر

امتحان های جهان را بی تو مردودم پدر


کشت دلتنگی مرا ای «مرد تنهای شب»ـم

بی تو شبهای زیادی را نیاسودم پدر


بعد تو من مرد تنهای شب تنهایی ام

درد روحت شد عجین در تار و در پودم پدر


شب به شب تاصبحدم در انتظار بخششِ

ذره ی آرامشی از سوی معبودم پدر


راه رفتن زیر نور ماه کار عاشقی ست

قبل تر ها بچه ی #عاقل_تری بودم، #پدر..


#جامانده

جامانده
۳۰دی


از شر بغض های نهانی و دوردست 

از آتش و لهیب هواهای نفس مست 

 

وقتی درست بین هجوم سیاهی ام 

وقتی که غرق می شوم و رفته ام ز دست 

 

دستی بکش به روی سرم، بی هوا، بیا

لختی خلاص کن از این هوای پست 

 

ای مهربان تر از پدرم، غصه ی مرا 

خورده دل رئوف شما از دم الست 

 

هرچند بوده ام پسری بد برای تو 

بار گناه راه مرا بر حرم نبست 

 

مثل همیشه بی خبر از راه می رسی 

مثل همیشه بارش لطفت دمادم است 

 

با بال سوخته م که  کبوتر نمی شوم 

"اما دلم به دیدن گلدسته ات خوش است"


+از مرحمت های دار المرحمه.. 

شعر را دست نزدم، تا بعد ببینم چه می شود.


جامانده
۰۱آبان

الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال، الحمدلله علی کل حال..

+ به یاد اون وقت هایی که معلم تنبیه مون می کرد و می گفت از روی این سرمشق صد بار بنویس.. صد و ده بار نه.. هزار و صد بار می نویسم. هرچقدر تو بخوای! فقط نگام کن...


یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم..

جامانده